تبليغات X
تا ته قصه چه پیدا و چه پنهون با توام

 

تا ته قصه چه پیدا و چه پنهون با توام

زیر آورِ مصیبت یا که بارون با توام

دل به دریا زدم و کاری به دنیا ندارم

تو سکوت سنگی دنیا، غزلخون با توام

 

هرچی تنهاتر بشی دنیا تورو کمتر می خواد

خودت اونوقت می بینی چقدر فراوون با توام

سخت گرفته همه دنیا که تورو رها کنم

تو هجوم سختی ها ببین چه آسون با توام

 

تو زمستون سیاه و سینه سوزِ روزگار

سختِ باور، مثل جنگل تو بهارون با توام

غرق موج عشقتم هرجا بری باهات میام

تو سکوت برکه و خروش کارون با توام

 

هرچی تنهاتر بشی دنیا تورو کمتر می خواد

خودت اونوقت می بینی چقدر فراوون با توام

سخت گرفته همه دنیا که تورو رها کنم

تو هجوم سختی ها ببین چه آسون با توام

|لينك ثابت| نوشته شده توسط ٍُSeNaToR در 18 بهمن 1387 و ساعت 22:25 ارسال نظر


[ آخرین صفحه ] [ صفحه 101 از 403 ] [ صفحه بعد ]